Feed on
نوشته ها
دیدگاه‌ها


آدرس جدید وبلاگ

به دلیل سرویس نامناسب بلاگها و در دسترس نبودن آن در بسیاری از مواقع، از این پس وبلاگ طلاق نوشت را در وردپرس خواهیم نوشت و خواهیم خواند!

آدرس جدید وبلاگ: http://talagh.wordpress.com

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

این سوال را یکی از خوانندگان عزیز وبلاگ مطرح کرد، و به دلیل اهمیت و فراگیری اش، بر آن شدم در یک پست مجزا، این موضوع را به بحث و تبادل نظر بگذارم.
و اما اینکه ربط این دغدغه به این وبلاگ چیست، یک دلیل روشن اولیه دارد و آن اینکه مسلم است افرادی که تجربه طلاق دارند، حداقل یک رابطه گذشته در پرونده خود یدک می کشند؛ و مورد دوم اینکه در آغاز یا حین روابط، چنین سوال و دغدغه ای ممکن است کام طرفین را تلخ کرده و رابطه را به جدایی بکشاند.
همچنین ذکر این نکته نیز خالی از لطف نیست که چنین سوالی هم برای مردان و هم برای زنان پیش می آید و سوالات در این زمینه عموما مشترک اند.

و اما طرح سوال:

چند وقت است باهم آشنا شده ایم. فرد خوبی به نظر می رسد. مسایل زیادی را با هم چک کرده ایم. ولی یکی از سوالهایی که مرتب ذهنم را قلقلک می دهد ولی شهامت پرسیدن اش را تا به حال نیافته ام، این است که با چند نفر پیش از من رابطه داشته است؟ روابطش در چه سطحی بوده است؟ در حد آشنایی؟ دوستی نزدیک؟ محرمیت؟ رابطه جنسی؟ چرا با هرکدام به هم زده است یا جدا شده است؟ دلایل جدایی اش را ریز به ریز می خواهم بدانم. اصلا برایم مهم است بدانم باکره است یا نه. چرا برایم مهم است؟ این از آن چیزهاییست که شاید دلیلی منطقی و روشنفکرانه برایش نتوانم بیاورم، اما برایم مهم است. اصلا می خواهم بدانم چقدر تجربه زندگی دارد. چقدر تجربه جنسی دارد. می خواهم بدانم من با چند نفر در ذهنش در حال قیاس ام. آیا قد من بلندتر از همسر سابق اش است؟ اندامم جذابتر است؟ درآمدم بیشتر است؟ او از من زیباتر بوده است؟ و هزار قیاس دیگر.
خوب، چرا نمی پرسم از تعداد و نوع و چگونگی روابط گذشته اش؟ برای اینکه می ترسم فکر کند فضول ام. یا می خواهم کنترلش کنم. یا حسودم. یا شاید اصلا زود باشد برای پرسیدن چنین سوالی. یا شاید هم اگر بپرسم، فکر کند با یک فرد سنتی و خشک مغز و قدیمی طرف است.
در ثانی، اگر من بپرسم، او هم خواهد پرسید. خوب، اینجاست که من راحت نیستم از روابط گذشته ام بگویم. شاید تعدادش زیاد است. آنوقت نظرش به من ممکن است برگردد. فکر کند با فردی ناپاک طرف است که زیاد چشم و گوشش دیده و چرخیده. شاید به همین دلیل تصمیم بگیرد مرا ترک کند. و این درحالیست که دوستش دارم. یا شاید هم تعداد روابط گذشته ام زیاد نیست. (صبر کن ببینم! اصلا چه معیاری برای کمی و زیادی هست؟ مثلا ۴ زیاد است یا کم است؟ ۶ چطور؟ ۳ قابل قبول است؟ چه کسی تعیین می کند؟!) شاید دغدغه اصلی ام برای نگفتن این است که نمی خواهم ذهنش را مسموم کنم که مدام در حال مقایسه خودش با همسر/دوست سابق من باشد و آرامش اش برهم بخورد. شاید هم مرور خاطرات گذشته، درد و رنج آن روابط را به یادم می آورد و نمی خواهم حتی برای لحظه ای دوباره به آن خاطرات تلخ برگردم و در جریان توضیح برای دیگری، رنج بکشم.
ولی این را خوب می دانم که در رابطه سالم بین دو نفر، باید صداقت و شفافیت وجود داشته باشد و پنهان کاری در آغاز رابطه آجری کج است که باعث می شود دیوار کج رابطه مان پیش از رسیدن به ثریا، فروبپاشد.
چگونه بین این دغدغه ها تعادل برقرار کنم؟ چه چیز را بگویم و چه چیز را نگویم؟ چه را بپرسم و چه را مسکوت بگذارم؟

و پاسخ:

خوب! همانطوری که دیدید، جواب مساله بدیهی نیست و دغدغه ها اغلب قابل درک. در واقع بسیاری از مواردی پاسخ می خواستم، در خود سوال مطرح شد. به هر تقدیر سعی می کنیم جمع بندی از منابع نوشته را در اینجا بیاوریم و باقی بحث (که فاکتورهای فرهنگی ما را قطعا در بر خواهد داشت)، را در بخش نظرات به تبادل نظر بگذاریم. امید است در مجموع روشنگر باشد.

واقعیت این است که دیدگاهها در پاسخ به این سوال متفاوت است. عده ای اعتقاد دارند که تعداد روابط گذشته، از مسایل خصوصی هر فرد می باشد و لزومی ندارد به کسی بگوید و یا کسی بخواهد از چنین مساله ای خصوصی سر در آورد. لیکن عده ای دیگر با تکیه بر اصل شفافیت و صحبت و صداقت که اصل بنیادی زندگی مشترک موفق است، روی “گفتن تا حد لزوم” تکیه می کنند. حدی که نه سوالی دیوانه کننده در ذهن طرف مقابل از امری پنهان شده باقی گذارد و نه اینکه آنقدر شامل جزییات باشد که آرامش و قرار را از فرد مقابل گرفته و او را در گرداب مقایسه دایمی خودش با یک پرونده از روابط گذشته شما گرفتار کند.
و اما اینکه دقیقا این مرز بهینه گفتن و نگفتن کجاست، پرسشی است که باید بدان بپردازیم. چیزی که تجویز یک نسخه فراگیر را در این سوال غیر ممکن می کند، بستگی تام ماجرا به مورد خاص هر زوج می باشد. ممکن است طرف مقابل شما بخواهد “همه” چیز را بداند. ممکن است دنبال دردسر نباشد و با شنیدن تنها یک جمله آرام شود و هرگز هم دیگر نپرسد و بدان هم فکر نکند. ممکن است در فرهنگ شما، داشتن روابط گذشته بسیار تابو تر از جوامعی دیگر باشد. و ممکن است به دلیل مسایل مذهبی یا فرهنگی، طرفین، ترجیحی جدی برای مستور بودن طرف مقابل داشته باشند. و همه این عوامل، دینامیکی فعال در یافتن آن مرز بهینه بازی می کنند.

با پیش زمینه های ذهنی و سنتی و فرهنگی خویش چگونه کنار بیاییم؟

همچنین خطاب این قسمت به افرادی است که با شنیدن روابط بیش از صفر طرف مقابل، شوک شده و میان عشق و محبت به طرف مقابل و ترس حاصل از شنیدن مستور نبودن وی سردرگم می شوند. در عین حفظ تمام ارزشهای مذهبی و فرهنگی خویش، این نکته را مد نظر داشته باشید که شما این فرد را دوست دارید، به خاطر آنچه که “هست”. نکته کلیدی این است که ما انسانها با تجربه زندگی، شکل می گیریم و شخصیت مان ساخته می شود. چنانچه گذشته این فرد، آنگونه که بوده است، نبود، احتمالا این فرد چنین آدمی نمی شد و محبت و کشش و جاذبه ای میان شما برقرار نمی گشت.

البته شکی نیست با توجه به بافت سنتی جامعه ما، همه کس نمی تواند چنین دید لیبرالی را باور داشته باشد، و کاملا هم قابل درک است و کوچکترین خرده ای به فردی با دید سنتی تر، نمی توان گرفت. زندگی و دیدگاه هر فرد مختص اوست و قابل احترام.

اما نکته دیگری که قاعدتا باید در نظر داشت، این است که مثلا اگر فرد اهل روابط بسیار آزاد و فحشا، به اصطلاح  ،(one night stand)بوده است، بعد از ازدواج، چه تضمینی برای تعهد وی به ساختار مقدس ازدواج خواهد بود؟
روشن است که اگر شما چنین فردی نیستید، باید در تصمیم خود در ادامه رابطه جدی با وی، بازبینی کنید.
(من به شخصه با این گفته قدیمیان ما که “ازدواج کند سر به راه می شود”، موافق نیستم. فرد همان است که بوده. همان شخصیت، همان روش زندگی. و این را نیز نباید از نظر دور داشت.)

البته یک توجیه درباره روابط گذشته دور می تواند این باشد که فرد توضیح دهد که “تجربه زندگی مرا “بزرگ” و رشد یافته تر کرد و به تدریج انتخابهای بهتر و درست تر و با دقت بیشتری کردم. بنابراین در چندین سال اخیر، اشتباهات قدیمی ام را تکرار نکرده ام”.

اگر به دید لیبرال ذکر شده برگردیم، گروهی از مذهبیان روشنفکر نیز هستند که اعتقاد دارند، تا جایی که رابطه در ساختار “شرعی” و مطابق موازین فقهی بوده است و به قصد فحشا نبوده، اشکالی بر آن وارد نیست و در صورت داشتن سابقه ای این چنین، مشکلی با فرد مقابل ندارند. البته همانطوری که انتظار می رود، این دسته، در اقلیت بوده و چنین روشنفکری مذهبی ای در آحاد جامعه دیده نمی شود. (و نکته جالب اینجاست، اگر در دید برخی از افراد این گروه هم عمیق شوید، احتمالا تفاوتی قابل لمس در دید آنها در اینباره نسبت به مرد و زن خواهید یافت.)

چرا بگوییم؟

ایده برخی دیگر این است که دانستن درباره گذشته یک فرد، به من کمک خواهد کرد، او را بهتر و بیشتر بشناسم و شناخت واقعی خویش نسبت به وی را عمق و وسعت ببخشم و با توجه به تجربیات گذشته وی، محیطی امن تر و سالمتر برایش فراهم آورم.

آنچه که روانشناسان تاکید می کنند، این است که آنچه از روابط گذشته فرد مهم است، تنها بخشی است که در زندگی اکنون وی خودنمایی می کند.”اکنون” مهم است. و هر آنچه که به زمان حال یا آینده رابطه کنونی شما دونفر، ربط یا تاثیری نداشته باشد، می تواند به خوبی صرفنظر شود.

و چگونه بگوییم؟

هنگام گفتن درباره گذشته خود، مراقب باشید که آنچه می گویید ممکن است در آینده برعلیه خودتان استفاده شود. در دعوایی، یا هنگام تمام کردن رابطه یا طلاق. بنابراین کاملا فکر شده بگویید.

به هر حال، اگر مردان (و شاید زنان نیز) به دلیل insecure بودن، توانایی کنارآمدن با اینکه تعداد روابط گذشته شما را اگر بیش از عدد x باشد (این عدد برای هر فردی متفاوت است.)، ندارند، شاید مطمئن کردن آنها به اینکه او بهترین است (اگر حقیقت دارد)، چنین ترسی و اینسکیوریتی ای را تعدیل کند. به علاوه، می توان وی را مطمئن کرد که اگر بهترین نبود، الان با وی نبودید. (این استدلال در جهت دیگر هم کار می کند: اگر نگران روابط گذشته وی هستید و ذهنتان مرتب مشغول این دغدغه است، به خود یادآوری کنید که اکنون با شماست، پس شما را بر دیگران ترجیح داده است و خوب است کمی آرام گیرید.)

اگر فرد مقابلتان اصرار دارد “تعداد” روابط گذشته شما را بداند، و شما تصمیم گرفته اید این مورد به وی بگویید، اشکالی ندارد که تعداد را بگویید و در یک جمله شکل رابطه را توصیف کنید. لیکن ابدا وارد جزییات نشوید. هم به جهت مسموم نکردن ذهن وی و هم به جهت حفظ احترام و آبروی همسر/نامزد/دوست سابق تان.

همچنین، توصیه می شود در ابتدای آشنایی، این سوال را مطرح نکنید. زمان مناسب توصیه شده، هنگامی است که به یکدیگر تعهد می دهید و رابطه را exclusive یا مختص یک نفر می کنید.

همچنین فضای صحبت درباره این مورد باید سبک و راحت باشد. چیزی را در فضایی پر تنش نپرسید و جواب نخواهید.

به علاوه توصیه می شود همه این اطلاعات، به صورت فردی گفته شوند. از گفتن آنها در ایمیل، اس ام اس، یا نامه پرهیز کنید. روی جملات خود فکر کنید و واکنشهای احتمالی طرف مقابل را حدس بزنید و برای هر کدام از آنها خود را آماده کنید. این را برای یکدیگر روشن کنید که هدف از این گفتن یا پرسیدن، کمک به نزدیکتر شده رابطه است. (و واقعا هدف شما این باشد، نه اینکه به صرف کنجکاوی به چنان میدان جنگ پرخطری وارد شوید!)

مهمترین نکته این است که بعد از طرح و بحث روی این موارد، باید دو طرف آرامش یافته و به اصطلاح move on کنند. اگر چیزی در ذهنتان مانده است و یا آزارتان می دهد، احتمالا سعی بر فراموش کردن موثر نخواهد بود و بهتر است با فرد مقابل مطرح کنید یا از مشاور کمک بگیرید.

به هر حال، آنچه مسلم و قطعی است، این است که به هیچ وجه نباید دروغی در این زمینه گفته شود. هرگز. بار کج هرگز به منزل نخواهد رسید. و دروغ بالاخره روزی هویدا خواهد شد و اعتماد که یکی از مهمترین ارکان زندگی مشترک است را خواهد زدود و اثر تخریبی اش کمتر قابل جبران خواهد بود.

و در آخر شایان توجه است که مساله بسیار مهم که هیچ مسامحه و تساهلی را برنمی تابد، مساله بیماری های مقاربتی است.  در این مورد باید روشن و صریح طرفین از یکدیگر بپرسند، و در صورت داشتن بیماری ای مقاربتی، با صداقت مطرح کنند. زوج مورد نظر می توانند با کمک دارو، همچنان با یکدیگر باشند درحالیکه از انتقال بیماری به یکدیگر جلوگیری می کنند. (در صورت لزوم هم بدون ترس یا واهمه، از طرف مقابل بخواهید تست بیماری های مقاربتی را انجام دهد و خود نیز در صورت لزوم از دادن چنین تستهایی ابدا امتناع نکنید.)

 

منابع:

How Much Should You Reveal to Your Lover About Your Past? (+)
Should I Disclose the Number of Sexual Partners I’ve Had In the Past? (
+)
Should women reveal her sexual partners? (
+)
Should I ask about my lover’s previous sex life? (
+)

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

بلاگها، آری یا نه؟

ببینم، چند نفر با “بلاگها” مشکل دارند؟
لطفا در کامنت دونی بگین، که اگر مشکل فراگیره، اینجا رو ببریم در وردپرس اصل اصیل!

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

این بلاگها چرا هی بازی در می آره؟ امروز که بالا نمی اومد. الان هم که اومده، کامنتهای جدید من رو پرونده. واقعا که! به هر حال، خبر خوش (یا ناخوش!) اینکه، من آمده ام!

پی نوشت: از دوستان عزیز خواهشمندیم، عناوینی که دوست دارند در موردشون مطلبی نوشته بشه (یا روشون بحث بشه) رو پیشنهاد کنند.

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

با عرض معذرت از تاخیر در گذاشتن پستی جدید، ان شاء الله با آرام شدن وضع سیاسی جامعه، مطالب جدید را از سر خواهیم گرفت. (در این مدت بخش نظرات همچنان باز و فعال است.)

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

در دنیای امروز که سعی می کنیم در هر زمینه ای منطقی و مدرن و رشد یافته رفتار کنیم، شاید تمایل به داشتن رفتاری mature با همسر/دوست سابق، نیز غیرقابل اجتناب به نظر برسد. مثلا با خود بگویید، “ما با بقیه فرق داریم. دشمن که نیستیم. بعد از جدایی، دوست یکدیگر خواهیم ماند.” هرقدر که این جمله منطقی و mature ممکن است به نظر برسد، خطرهایی نیز در سینه دارد، که شایسته دقت و توجه کافی اند.
چنانچه شما تصمیم گرفته اید هرگز دیگر همسر/دوست سابق خود را نبینید و صحبتی نکنید و کلا ex شما از زندگی تان حذف شده است، روی سخن این مقاله با شما نیست. چراکه این تصمیم نیز کاملا منطقی و ممکن است، و بسیاری از افراد چنین راهی را انتخاب می کنند و ایرادی هم بدان وارد نیست.
لیکن اگر آن ایده “دوست خواهیم ماند” در ذهنتان است، این مقاله، به بررسی اینکه آیا دوستی با ex (دوست/همسر سابق) ممکن است یا خیر و نکات مرتبط با آن می پردازد.

(مقاله زیر ترجمه و تلخیصی است از متنی با عنوان ?Should you be friends with your ex)

.

شکی نیست که تمام کردن یک رابطه عاطفی دردناک است. خصوصا اگر زمان و انرژی زیادی در چنان رابطه ای سرمایه گذاری کرده باشید. و طبعا، فکر اینکه هرگز دیگر با همسر/دوست سابق خویش صحبت نخواهید کرد، می تواند ترسناک باشد. و به همین دلیل است که عده قابل توجهی از زوج ها، به دوستی بعد از جدایی می اندیشند.

اینکه با ex خود دوست باشید، به دینامیک رابطه گذشته تان بستگی تام دارد. اینکه چگونه رابطه شروع شد، چه مدت به طول انجامید، چگونه پایان یافت، آیا همراه با خیانت بود، آیا با یکدیگر فرزند دارید و … پاسخ به این سوالها، عملی بودن یا نبودن ایده دوست ساده ماندن با ex تان را روشنتر می کند. (مثلا اگر با یکدیگر فرزند دارید، احتمالا انگیزه اینکه به دوستی فکر کنید، بیشتر خواهد بود.) برای روشنتر شدن بیشتر مساله، چند سوال زیر را از خود بپرسید و به آنها پاسخ دهید.

۱- ساختار این دوستی چگونه خواهد بود؟
آیا دوستی مورد نظر نزدیک است یا دور؟ آیا اگر با یکدیگر مثل دوست عادی باشید، می توانید احساساتتان را در میان بگذارید؟ معمولا بعد از جدایی و قصد بر دوستی، تصمیم گرفتن اینکه چه چیزی را با ex تان درمیان بگذارید و چه چیزی خصوصی است و نباید گفته شود، موجب تشویش می شود.
اگر در جواب این سوال، تصمیم دارید دوستی تان در حد آشنایی مختصر باشد، احتمال موفقیت تان بیشتر است. لیکن اگر برنامه دارید دوست صمیمی و نزدیک باشید، احتمالا در مسیر این دوستی با مشکل مواجه خواهید شد.

۲- آیا می توانید جذابیت جنسی همسر سابقتان را از معادله حذف کنید؟
به هر حال، در گذشته جذابیتی وجود داشته است که شما را همسر/دوست نزدیک یکدیگر ساخته. همچنین باید این نکته مهم را به یاد داشت که هنگامیکه در رابطه ای، رابطه جنسی برقرار شده باشد، احساس و بستگی دو نفر به یکدیگر وارد مرحله بسیار پیشرفته تری می گردد.
رابطه ممکن است تمام شده باشد، ولی جذابیت شما دو نفر برای هم، لزوما از بین نرفته است. مراقب این باقیمانده های احساس جنسی به یکدیگر باشید. به هر تقدیر، هم خدا و هم خرما، امکان پذیر نیست. داشتن رابطه فیزیکی (حتی در حد گرفتن دست یکدیگر)، سیر بهبودی شما را بسیار کند می کند و در تله ای عاطفی دوباره اسیرتان خواهد ساخت.

۳- رابطه بعدی شما
معمولا اکثر افراد نسب به اینکه دوست/همسرشان با ex اش همچنان رابطه داشته باشد، روی خوش نشان نمی دهند. این مورد را نیز خوب است در نظر داشته باشید.
سوال مهم دیگری که باید از خود بپرسید این است که چه احساسی به شما دست خواهد داد اگر ex تان، با فرد دیگری شروع به آشنایی و داشتن رابطه کند؟ (پاسخ صادقانه به این سوال، مواردی کلیدی را روشن می کند. مثلا اینکه در پروسه بهبودی بعد از جدایی، در کجا قرار دارید، آیا هنوز احساس نسبت به ex تان دارید یا کاملا move on کرده اید؟ و غیره.)

۴- آیا یک جدایی کامل داشته اید؟
در مواردی که جدایی یک طرفه صورت گرفته است، محتمل است که طرف دیگر رابطه کاملا “جدا” نشده باشد و از “دوستی” ناخودآگاه به عنوان بهانه ای برای باهم بودن بیشتر استفاده کند. در ثانی، دوست ماندن می تواند به چنان فردی امید واهی بدهد و موجب مشکلات متعددی شود.
به هر حال، چسبیدن به ex تان، روند بهبودی شما را کند خواهد کرد. و این احتمالا چیزی نیست که شما بخواهید.

تصور اینکه دیگر ex ام در زندگی من نخواهد بود و من نیز از زندگی او کاملا بیرون ام، می تواند ترسناک باشد، و ایده “دوست ماندن” این شوک را کمی تخفیف می دهد. لیکن، باید به این فکر کنید که در “دراز مدت” چه چیزی به نفع و صلاح شماست.
حتی اگر ex شما اصرار به دوستی دارد، به یاد داشته باشید که در این مقطع، این مهم نیست که وی چه می خواهد، مهم شمایید و اینکه بهترین راه برای بهبودی شما از جدایی ای دردناک چیست.
به همین دلیل است که هیچ ایرادی ندارد اگر “زمان کافی” بین جدایی و تصمیم “دوست باشیم”، بدهید. شاید آرامتر که شدید، دریابید، این ایده آنچنان هم عملی به نظر نمی رسد و یا اینکه ببینید بهتر است به دوستی، بعد از اینکه هر دو کاملا از رابطه move on کرده اید فکر کنید.

در نهایت، اینکه آیا باید با همسر سابق تان، دوست بمانید یا خیر، بستگی تام به شما دارد. لیکن در جریان تصمیم گیری، صادقانه به پرسشهای کلیدی پاسخ دهید و احتیاط را شرط عقل سازید.

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

یک قصه

تا کارم رو راه می اندازه، چیزی که چند وقته می یاد به زبونم و می خورمش رو می گم:
- چقدر چشماتون قشنگه! ماشالله.
- قشنگه؟ آره! چشم قشنگ، موی قشنگ، قد و اندام قشنگ، ولی چه فایده؟ شوهرم گذاشتم رفت! گفت، آمنه، تو خوبی. به من هیچ بدی ای نکردی. نه حرف تندی زدی، نه از محبت برام کم گذاشتی. اما من باید برم.
- متاسفم… (دلم بدجوری می گیره). اهل کجایین؟
- مراکش… ۴ ساله اومدم اینجا.
- … نگران نباش. خدا رو شکر که کار داری و داری زندگی ات رو می کنی.
- آره. اولش خیلی گریه کردم. ۴ ماه تمام. الان ۶ ماه گذشته.
- الان مراکشه؟
- نه. همینجاست. همین شهره… هنوزم دوستش دارم. یه بچه دو ساله دارم ازش. گفت نمی خوام. نمی تونم توی ازدواج بمونم. دنبال چیزهای دیگه بود. پیشرفتش. اجرا کردن برنامه هاش… بچه و خانواده نمی خواست…
- شاید مسوولیت پذیر نبوده…
- نه. هیچی در مورد اون نمی گم. نمی گم اینطور بوده یا اونطور بوده. می گم من اشتباه کردم. نباید با پسر کم سن تر از خودم ازدواج می کردم… عاشقم شد. منم دوستش داشتم. گفتم خارج از ازدواج نمی تونم باهات باشم. ازدواج کردیم. اشتباه کردم.

تو فکر می رم… به ذهنم می یاد به کسی معرفیش کنم. بعد فورا روی ذهنم خط می زنم. می دونم چند سال دیگه که اون جوونک، دنبال آمال و آرزوهاش رفت و آروم شد و پخته شد و نیاز به زن و بچه و خانواده درش شعله کشید، پشیمون می شه و برمی گرده. اما خدا می دونه تا اون موقع، این زن تنها، با یه بچه کوچیک، توی مملکت غریب، چه ها نخواهد دید…

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

بدون شرح!

یک انیمیشن مرتبط!
!How to breakup with your girlfriend

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

Abusive Relashionships

بسیاری از روابط، به روابط abusive تبدیل می شوند
هنگامیکه سارا و برایان، با یکدیگر آشنا شدند، رشک دوستان سارا برانگیخته شد، چراکه برایان باهوش، حساس، مزاح گر، ورزشکار و خوش قیافه بود.
در چند ماه اول ارتباط، سارا خوشحال به نظر می رسید. لیکن بعد از مدتی، حس می کرد که به شدت دلش برای خانواده و دوستانش تنگ شده است، چراکه بیشتر وقتش را با برایان می گذراند و کمتر وقتی برای معاشرت با خانواده یا دوستانش باقی می ماند. چراکه این روش را آسانتر از پاسخ دادن به سوالهای بی منتهی برایان یافته بود. برایان، درباره اینکه در هر لحظه روز، سارا چه می کند، نگران می شد و سوال می پرسید.
دوستان سارا با مشاهده تغییر رفتار وی شروع به نگران شدن کردند. او علاقه اش را به کارهایی که در گذشته از آنها لذت می برد، مثل قرارهای شنای گروهی یا خرید، از دست داده بود. تبدیل به فردی پنهانگر و موودی شده بود. و هنگامیکه دوستانش از وی سوال می کردند که آیا با برایان مشکلی دارد، وجود مشکلی را انکار می کرد.

در روابط سالم، احترام، اعتماد و در نظر داشتن فرد مقابل، نقش کلیدی دارند. و متاسفانه بسیاری از روابط، تهی از چنین ویژگی هایی هستند و تبدیل به روابط abusive می گردند.

افراد در روابط abusive، گاهی abuse را با توجه و مراقبت ویژه اشتباه می گیرند. حتی چنان رفتارهایی می توانند دل فرد را غنج ببرد! دوستی را در نظر بگیرید که همسر/دوست اش، دیوانه وار غیرتی و حسود است. شاید در نظر اول اینگونه به نظر بیاید که این نشان از محبت و توجه وی دارد؛ لیکن در حقیقت، حسادت و غیرت بیش از حد و رفتارهای کنترل کننده، به هیچ وجه نشانه محبت نمی باشند. عشق و محبت، احترام و اعتماد در بر دارد، نه همواره در ترس و هراس بودن از پایان احتمالی رابطه.

Abuse چیست؟
Abuse یا آزار و اذیت، می تواند فیزیکی، روحی و یا جنسی باشد.
تشخیص موارد آزار و اذیت روحی دشوار است چراکه زخمی قابل مشاهده بر جای نمی گذارد. تهدید، ترساندن جدی، خیانت و غیره، از موارد پیشرفته آزار روحی اند که نه تنها در هنگام وقوع، بلکه مدتها بعد از آن نیز می توانند بسیار رنج آور باشند.

آزار جنسی نیز می تواند برای هر کسی، چه مونث و چه مذکر رخ دهد. نکته اصلی این است که همواره به یاد داشته باشید که هرگز صحیح نیست که به رابطه جنسی، در حالیکه مایل نیستید، مجبور شوید.

اولین قدم در آزاد شدن از یک رابطه abusive، درک این حقیقت است که شما حق این را دارید که با احترام با شما برخورد شود و کسی نباید فیزیکی یا روحی، شما را مورد آزار قرار دهد.

نشانه های رابطه Abusive
از نشانه های مهم بودن شما در روابط abusive، این است که:
- طرف مقابل، شما را مورد آزار جسمی قرار دهد. (کتک زدن، هل دادن، سیلی زدن، تکان دادن، مشت زدن و لگد زدن)
- سعی بر کنترل حوزه های متفاوتی از زندگی شما داشته باشد. مانند اینکه چه می پوشید، با چه کسی می گردید و چه می گویید.
- اغلب شما را تمسخر می کند و یا اینکه به شما این احساس را القا می کند که ارزشمند نیستید. (جالب اینجاست که در عین حال می گوید که دوستتان دارد، تا شما را همچنان در بند رابطه نگه دارد.)
- تهدید به ضرر رساندن به شما یا خودش می کند، در صورتی که بخواهید رابطه را ترک کنید.
- حقیقت را جوری می پیچاند که حس کنید مقصر اصلی رفتارهای وی، شما هستید.
- می خواهد بداند در هر لحظه کجا هستید.
- هنگامیکه می خواهید زمانی را با دوستان تان بگذرانید، مرتب غیرتی یا عصبانی می شود.

به علاوه، درخواست های جنسی ای که شما را معذب می کند، نیز هشداری است که باید رابطه بیشتر بر احترام تمرکز کند.
هنگامیکه فردی می گوید “اگر مرا دوست داشتی، فلان کار را می کردی”، نیز نشانه ای از abuse احتمالی است. چنین جمله ای، کنترل کننده است و توسط افرادی که تنها با رسیدن به خواسته های خود می اندیشند استفاده می شود، نه فردی که برایش اینکه شما چه می خواهید، مهم است.

نکته کلیدی این است که به احساس درونی خود توجه کنید. اگر احساستان در برابر رفتاری مثبت نیست، احتمالا آن اشتباه است.

نشانه هایی که یک دوست در یک رابطه abusive قرار دارد
به علاوه نشانه هایی که در بالا گفته شد، نشانه زیر نیز می توانند هشداری باشند بر اینکه دوست شما در یک رابطه abusive قرار دارد:
- کبودی های بی دلیل، شکستگی استخوان، خراشها و … بر صورت و بدن
- احساس شرم یا گناه بسیار زیاد، بدون دلیلی واضح
- مخفی کاری و دوری گزیدن از دوستان و خانواده
- دوری گزیدن از برنامه های جمعی، با بهانه هایی که قانع کننده به نظر نمی رسند

کسی که مورد آزار و اذیت قرار گرفته است، نیاز به فردی دارد که به او گوش دهد و باورش کند. شاید به دلایلی متعدد دوست شما از گفتن آنچه در رابطه اش می گذرد به پدر و مادرش بیم دارد. شاید فرد مورد abuse قرار گرفته، حس می کند تقصیر خودش بوده است و به طریقی خودش، چنان رفتار نامناسبی را از طرف مقابلش خواسته است (غیر مستقیم)، و یا اینکه لیاقت اینکه بهتر از این با وی رفتار شود را ندارد. لیکن روشن است که هیچ کس نباید مورد آزار و اذیت قرار بگیرد. به دوستتان کمک کنید که درک کند، این ماجرا تقصیر وی نیست. وی انسان بدی نیست و فردی که آزار و اذیت می کند، مشکلی جدی دارد و باید کمک حرفه ای بخواهد.
دوستی که abuse شده است، نیازمند به صبوری، محبت و درک شماست. همچنین وی نیازمند به تشویق شماست که هرچه زودتر برای تغییر شرایط کمک خارجی بگیرد. و مهمتر از همه، دوستتان نیاز دارد که شما به وی گوش دهید بدون اینکه درباره وی قضاوت کنید.
اذعان به abuse شدن، شهامت زیادی می طلبد؛ بگذارید دوستتان بداند که ساپورت و حمایت کامل شما پشتش است.

منبع: (+)

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

با توجه به فراگیر بودن خیره کننده abusive relationships در میان زوجهای ایرانی، بر آن شدم تا کمی در این باره صحبت کنیم و به تدریج شرایط چنین روابطی را بشناسیم، وظیفه فردی که خود را در چنین رابطه ای می بیند را بررسی کنیم و همچنین کمکهای احتمالی اطرافیان را به این فرد برای خروج از وضعیت رنج آوری که دچارش است را بشناسیم. همچنین اشاره ای به اینکه چرا زنان اغلب روابط abusive را ترک نمی کنند، خواهیم کرد.

در همین راستا، در اولین مطلب این سری به شناخت اینکه رابطه abusive چیست و چه شرایطی دارد، می پردازیم.
————————————————————–

Abuse و آزار و اذیت، حالتهای مختلفی دارد و لزوما یک زن (یا مرد) همه این حالتها را در یک رابطه abusive تجربه نمی کند. فرم زیر تخمینی بدست می دهد که آیا شما در رابطه abusive هستید یا خیر.
نحوه پاسخ دادن بدین صورت است که هر مورد را بر حسب فرکانس رویداد، بدین ترتیب شماره بدهید:
هرگز: ۰
به ندرت: ۱
گاهی: ۲
اغلب: ۳

شماره مربوط به هر مورد را کنارش یادداشت کنید و در نهایت با جمع زدن این شماره ها و مقایسه با جدول Abuser Index که در انتها می آید، به تخمینی از میزان آزار و اذیت رابطه تان خواهید رسید.

(یادداشت مترجم: در متن اصلی، عنوان partner برای طرف مقابل ذکر شده بود که با توجه به فرهنگ ما، به همسر ترجمه گردید. لیکن چنانچه رفتارهایی این چنین را در دوست (به قصد ازدواج) یا خواستگاران یا نامزد خود می بینید، زنگ خطری بزرگ است و به طور جدی نسبت به ادامه رابطه فکر کنید و تا قبل از رفع شدن کامل مشکل فرد مقابلتان توسط تراپی زیر نظر روانشناس، ابدا وارد زندگی مشترک با وی نشوید.)

۱- آیا همسر(/دوست) شما، مرتب بر زمان روزانه شما نظارت می کند و از اینکه در هر لحظه چه کرده اید، می پرسد؟
۲- آیا همسر شما، هرگز شما را به داشتن رابطه با فردی دیگر متهم کرده است و یا به گونه ای شکاک عمل کرده است که نشان از چنان برداشتی داشته باشد؟
۳- آیا همسر شما، با دوستانتان بی ادبانه و تند برخورد کرده است؟
۴- آیا هرگز نسبت به داشتن روابط دوستانه با همجنس تان، بی انگیزه و منصرف تان کرده است؟
۵- آیا احساس تنهایی و بی کسی می کنید؟
۶- آیا همسر شما به شدت از فعالیتهای روزانه شما، نظیر آشپزی شما، لباسی که می پوشید و ظاهر شما، انتقاد می کند؟
۷- آیا همسر شما از شما می خواهد ریز اینکه چگونه پول خرج کرده اید را گزارش کنید؟
۸- آیا موود همسر شما دچار تغییرات بسیار شدید می شود؟ مثلا از آرام به خشم بسیار زیاد و بالعکس؟
۹- آیا همسر شما با کار کردن شما مشکل دارد و یا اینکه فکر چنین مساله ای، رنجش می دهد؟
۱۰- آیا در صورتی که همسرتان از مشروبات الکلی استفاده می کند، در صورت نوشیدن، بسیار راحت تر خشمگین می شود؟
۱۱- آیا همسر شما، درحالیکه شما نمی خواهید، به رابطه جنسی مجبورتان می کند؟
۱۲- آیا چنانچه درخواست وی برای داشتن رابطه جنسی را رد کنید، خشمگین می شود؟
۱۳- آیا بر سر مسایل مالی، زیاد جر و بحث دارید؟
۱۴ آیا بر سر داشتن فرزند یا چگونه بزرگ کردن آنها، زیاد مشاجره می کنید؟
۱۵- آیا همسر شما هرگز با دست یا پاهایش، شما را مورد ضرب قرار داده است؟
۱۶- آیا همسر شما هرگز، با وسیله ای شما را مورد ضرب قرار داده است؟
۱۷- آیا همسر شما هرگز با وسیله ای (یا اسلحه ای) شما را تهدید کرده است؟
۱۸- آیا همسرتان هرگز شما را تهدید به کشتن خویش یا شما نموده است؟
۱۹- آیا همسر شما هرگز، ضرر جسمی قابل مشاهده ای (کبودی، زخم، بریدگی، شکستگی و غیره) زده است؟
۲۰- آیا هرگز برای زخم حاصل از خشونت همسرتان از کمکهای اولیه استفاده کرده اید؟
۲۱- آیا برای زخمهای حاصل از خشونت همسرتان، به کمک پزشکی، در بیمارستان، درمانگاه، یا مطب دکتر مراجعه کرده اید؟
۲۲- آیا همسر/دوست شما هرگز شما را آزار جنسی داده است و یا اینکه شما را مجبور به intercourse بر خلاف رضایت تان کرده است؟
۲۳- آیا همسر شما نسبت به کودکان هرگز با خشونت رفتار کرده است؟
۲۴- آیا همسر شما نسبت به افراد دیگر خارج از خانه شما و خانواده، با خشونت رفتار کرده است؟
۲۵- آیا همسر شما هرگز در هنگام خشم، چیزی را پرتاب کرده است یا اینکه وسیله را شکسته است؟
۲۶- آیا همسر شما هرگز با پلیس درگیر شده است؟
۲۷- آیا شما هرگز به دلیل احساس خطر از جانب همسرتان برای خود شما یا عضوی از خانواده تان، با پلیس تماس گرفته اید (یا تلاش در این زمینه کرده اید)؟

برای بررسی نتیجه این فرم، شماره هایی که به این ۲۶ مورد تخصیص داده اید را جمع بزنید و نتیجه را با جدول زیر مقایسه کنید:
۰-۱۰ : رابطه abusive نمی باشد.
(تجربه چند مورد کوچک از تنش ها در روابط عادی است.)
۱۱-۲۵ : رابطه تا حدی abusive است.
(این مورد اکثرا در آغاز اوج گیری abuse در رابطه دیده می شود.)
۲۶-۶۳ : رابطه به طور جدی abusive است.
(چنین رابطه ای با وقوع فشاری بیرونی یا شرایطی بحرانی، می تواند به سطح خطرناک برسد. ضرر جدی بدنی (چنچه تا کنون رخ نداده) بسیار محتمل است. زنی که در چنین رابطه ای است، باید حتما از مشاور کمک گرفته و از کمک خارجی استفاده کند. چنین فردی حتی باید ترک کردن رابطه را بررسی نماید.)
۶۴- ۸۱ : رابطه به حالت پر خطر abusive است.
(در صورت بودن در چنین شرایطی، فرد باید بسیار جدی به ترک رابطه بیاندیشد (حتی موقت تا تصمیم اش را برای قدم بعدی بگیرد). خشم و آزار به صورت معجزه وار بهبود نمی یابد و به خودی خود از بین نمی رود. سلامتی و زندگی چنین فردی در خطر جدی است.)

——————————
ترجمه شده از (+) : Are you in an abusive situation?” , health-first.org

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

طرح بیمه طلاق!

خبرگزاری مهر: مدیر عامل شرکت سهامی بیمه ایران گفت: طرح بیمه طلاق برای حمایت از زنان مطلقه تا برقراری شرایط ازدواج مجدد در بیمه ایران اجرا می شود.
به گزارش خبرنگار مهر، رئیس هئیت مدیره و مدیر عامل شرکت سهامی بیمه ایران امروز در گفتگو با خبرنگاران در سمنان گفت: زنان مطلقه دارای آسیبهای روحی و روانی می شوند که بازگشت به کانون خانواده برای آنان سخت است. وی با بیان اینکه آسیب اقتصادی نیز برای زنان مطلقه بعد از طلاق ایجاد می شود، گفت: در بیمه طرح طلاق تا ازدواج مجدد تحت شرایطی غرامت و مستمری به بانوان مطلقه پرداخت می شود. به گفته وی، این طرح با هدف جلوگیری از ناامنی اقتصادی برخی از بانوان که از همسر خود طلاق می گیرند تهیه و اجرا می شود.
سهامیان مقدم با اشاره به اینکه بیمه ایران با توجه به سیاستهای برنامه پنجم توسعه و دستورات ریاست جمهوری در بخش سرمایه گذاری ورود پیدا کرده است، گفت: مهمترین اهداف این بیمه افزایش ضریب نفوذ بیمه ای در کشور است. مدیر عامل شرکت سهامی بیمه ایران با بیان اینکه شرکت بیمه ایران طرحهای متعدد بیمه ای را برای اجرا در دستور کار دارد، گفت: برای افزایش ضریب نفوذ بیمه ای در کشور طرحهایی نظیر توسعه بیمه های خرد، طرح بیمه ارزش مضاعف و بیمه طلاق پیش بینی شده است.

….نظرتون چیه؟

- ایلناز

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

چشم را باز باید کرد!

قصد ندارم این مقاله ارو ترجمه کنم.
شاید قسمتی از دلیلش این باشه که بخشی از این دیدگاه تعارض زیادی با فرهنگ رایج ایرانی و شرقی ما داره، و اگر به عمق مطلب و پیام اصلی نویسنده دقت نشه، می تونه موجب سوء تفاهم و برداشت کاملا نادرست از مقصود و منظور وی بشه.
اما پیشنهاد می کنم اگر مجرد هستید، حتما نگاهی به متن مقاله بیاندازید.

به طور خلاصه، نویسنده قصد داره این موضوع رو تفهیم کنه که باید “زیاد دید” و زیاد معاشرت کرد و تنها از این طریق است که فرد می فهمه واقعا چی می خواد و چی خوشحالش می کنه و باید در آینده با چه فردی زندگی کنه. در واقع می خواد بگه، تا وقتی شما طیف های مختلف آدمها رو ندیدید و با افراد زیادی حرف نزدید، معیارهاتون برای انتخاب همسر آینده، خیالی و رویایی است و همین باعث می شه پترن های ناسالم رو در انتخابهاتون تکرار کنید و همواره در روابط اتون مشکل داشته باشید.

موافقم که این طرز فکر در نظر اول، غربی و دور از فرهنگ ما به نظر می رسه. لیکن، اگر خوب دقت کنیم، اتفاقا با توجه به فرهنگ بسته و تابو ساز ما، دقیقا این مشکل عدم شناخت دیگران و مهمتر از همه عدم شناخت خودمون که ناشی از بسته بودن است، در فرهنگ و جامعه ما بیداد می کنه. و این امر خصوصا در مورد دختران و پسران سالم و محجوب و مذهبی، به شدت بیشتره. افرادی که به دلیل حجب و فرهنگ سنتی و سالم خانوادگی، سعی می کنند می نیمم ممکن روابط با جنس مخالف رو داشته باشند و حتی با مشقت در محیط کار و یا دیگر برخورد های اجتماعی ساده با فردی از جنس مخالف، صحبت می کنند.

مطلبی که در هنگام طرح این مطلب، باید پیش از هر چیز عنوان بشه، این است که این ایده، به معنای ترویج “بی بند و باری” و روابط نزدیک بی حد و مرز و بی شمار نیست. ابدا. چیزی که اون مطلب می گه، اینه که بشناسید، حرف بزنید، معاشرت کنید، ببینید و رشد کنید. هرگز و به هیچ وجه نمی گه وارد روابط جدی و نزدیک بشید و ضربه بخورید و پاکی و شفافیت و زیباییهای روحتون خدشه دار بشه و دست خورده و شکسته از رابطه خارج بشید و باز رابطه ای دیگر. دقیقا هدف نویسنده اینه که از چنین چیزی جلوگیری کنه! برای همین می گه تا وقتی که خوب ندیدید و نشناختید، وارد رابطه نزدیک نشید و تعهد ندید. چون شما نمی دونید حقیقتا چی می خواهید و چیست که واقعا خوشحالتون می کنه و چه ویژگیهایی است که به واقع در همسرتون باید باشه.
برای همین است که می گه Make a commitment not to make a commitment for a certain time period.
کاملا ممکن است در setting سالم و رسمی و بدون رد کردن ذره از مرزهای اعتقادی و مذهبی، افراد رو دید و شناخت. دقیقا مانند نوعی networking.

باز هم می گم، هرچند طرح چنین مطلبی ممکنه خلاف عرف رایج و سنتی ما به نظر برسه، ولی همه دیدیم چطور سادگی و خامی و مهمتر از همه نشناختن درست خودمون و بودن در یک دنیای رویایی با کوله ای از معیارهای خیالی و دور از نیازهای واقعی و حیاتی و تیپ شخصیتی فرد، زندگیش رو می تونه تباه کنه؛ و حداقل اش اینکه اگر با چنین ذهن بسته ای ازدواج کرد، کار به جدایی و هزاران درد و رنج حاصل از اون بکشه.
و اگر این فرد کمی دیدش رو باز نکنه و سعی جدی در شناخت واقعی و با چشم باز اطرافیان، جنس مخالف و خودش (و حتی جامعه اش) نکنه، و از این طریق نیازها و اولویت های حقیقیش براش روشن نشه، باز همان آش خواهد بود و همان کاسه.

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

آغازی جدید، همپای بهاری نو

سفره هفت سین آیدای عزیز

سفره هفت سین آیدای عزیز


سال نوی همگی مبارک باشه! @};-
برای همگی شما، اونهایی که به اسم می شناسیمتون و و اونهایی که بی صدا می یاین می خونید و می رید، بهترین آرزوها رو دارم!
——
راستی، این صفحه بحث آزاد رو در پاسخ به سوال یکی از دوستان درست کردم. ولی کلا راحت باشیم. هرجا، توی هر پست و هر صفحه ای که خواستیم، هر حرفی به نظرمون رسید بزنیم. خیلی disciplined لازم نیست باشیم اینجا! :)

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

(این پست را از پیش نویسهای منتشر نشده مان کشیدیم بیرون و گذاشتیم. :) )

حتما می دانید که طبق آمار جهانی، میزان خودکشی، بیماری های جسمی و روحی، سکته، فوت در سنین پایین تر و … در افراد مطلقه، بسیار بیشتر از افراد متاهل است.

آمار جالبی چندی پیش منتشر شد که نشان از این داشت که در مورد خودکشی، این آمار در ایران برعکس است! یعنی میزان خودکشی افراد متاهل، بیش از افراد مجرد است!
و روانشناسی که این آمار را نقل می کرد، تحلیل کرده بود که ما تنها به نگه داشتن خانواده با زور و جبر فکر می کنیم و از جهت اجتماعی، فرهنگی، قانونی و … تنها سعی می کنیم به زور، زندگی ها را نگه داریم. درحالیکه هدف باید داشتن یک نهاد سالم خانواده باشد. نه یک خانواده بیمار که هم زن و شوهر و هم بچه ها، در آن فرسوده و نابود می گردند. و متاسفانه تلاش بسیار کمی برای بهبود سلامت و قوام و کیفیت نهاد خانواده می شود. و این جایی است که سیاست گذاری های اجتماعی باید توجه ویژه ای بدان مبذول کنند.

یکی از این کارها به نظر من جا انداختن مشاوره زوجی است. قبل از ازدواج، و در طول ازدواج و در حین طلاق.
برای من باورکردنی نیست بدون مشاوره، بتوان از هر کدام از این مراحل، سربلند و شاد بیرون آمد.
فکر کنم دوره قدیم گذشته است که مشاوره های خانوادگی مادر به دختر، مبنی بر صبوری و مشاوره های صد تا یک غاز اطرافیان به مردان مبنی بر قلدری و زورگویی و گربه کشی دم حجله و زن را آدم حساب نکردن و حرف مهم را با او نزدن و مشورت نکردن و … دیگر کاربردی باشد یا خریداری داشته باشد. وقتی زن دیگر یک منزل نیست، شخصیت و توانایی و درک و شعور اجتماعی دارد و دقیقا به عنوان نیمی از نیروی جامعه، آثار علمی، تحقیقی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و … بر جامعه دارد، نگه داشتن بنیاد خانواده با مشاوره های سنتی خاله خانباجی، کارساز و امکان پذیر نخواهد بود.
نیاز جدی به باب شدن و فراگیر شدن مشاوره حرفه ای است و عرف شدن رفتن پیش روانشناس در همه آحاد جامعه. هنوزم زیادند افرادی که فکر می کنند تنها دیوانگان پیش روانشناسها می روند. درحالیکه همینها برای سرماخوردگی هم پیش دکتر متخصص می روند، چه برسد به مننژیت یا از کار افتادگی کلیه ها. واقعا، حیات روحی انسان، ارزشش کم از حیات جسمی اش است که اینقدر ما به سادگی از کنار مشکلات روحی و عاطفی خود می گذریم؟

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

پیش گفتار:
جل الخالق! چه چیزهایی هست و آدم نمی دونه و به فکرشم نمی رسه!
ظاهرا یک اتفاق شناخته شده که برای افراد مطلقه می افته، وارد شدن در روابط عاطفی “انتقالی” است. (ترجمه شخصی! لغت دیگری به ذهنتون می رسه پیشنهاد بدین.)
شنیدن چنین پدیده ای برای من بسیار جالب بود و بر آن شدم که بیشتر در موردش بخونم و یک پست در موردش بگذارم. خوبه هم افراد مطلقه و هم افرادی که وارد رابطه با این افراد درست پس از جدایی اشون می شن، به این امر آگاهی داشته باشند.
(متن زیر، برگردانی است به فارسی از این نوشته.)

—————————————

رابطه عاطفی انتقالی یا Rebound Relationship، پس از جدایی و قطع یک رابطه عاطفی جدی رخ می دهد. حتی چنین روابطی، گاهی پیش از آنکه رابطه قبلی کاملا پایان یابد (مثلا طلاق قطعی و جاری شود) آغاز می شوند.
چنانچه شما به سرعت پس از تمام شدن یک رابطه دراز مدت، به رابطه عاطفی جدیدی وارد شده اید، احتمال انتقالی بودن این رابطه کم نمی باشد.
رابطه عاطفی انتقالی در واقع یک بهانه برای پرت شدن حواس ماست، بهانه خوبی که درد و رنج تحمل جدایی و تمام کردن رابطه عاطفی قبل را کمی تسکین می بخشد، درحالیکه اقدامی نادرست به قصد بازگشت به زندگی عادی است.
بسیاری از افراد بعد از جدایی (یا تمام کردن یک رابطه عاطفی جدی) به سرعت شروع به دیدن و بررسی موارد دیگر می کنند چراکه از “تنها شدن” بیم دارند. در واقع فرد می خواهد با درگیر شدن در شور و شدت یه عشق جدید، درد جدایی قبلی را فراموش کند.
افراد در روابط پس از جدایی، به جد به دنبال فردی می گردند که مشکلات رابطه قبلی شان را نداشته باشد درحالیکه با چنین دیدی، تنها دسته مشکلات پیشین را با دسته ای جدید از مشکلات تعویض می کنند.
چنانچه فرد سالهای زیادی را در رابطه عاطفی مشکلدار خویش صرف کرده است، پس از جدایی، احتمال شیرجه زدن او در رابطه عاطفی جدیدی بیشتر می گردد، چراکه طبیعی است که به عنوان انسان، به دنبال روابط قوی و دایمی باشد و احساس خسران از رابطه گذشته و تلف وقت ناشی از آن، دست به دست حس تنهایی و نیاز به هم صحبت داده و فرد را به یک رابطه جدید، ولی بسیار زود و عجولانه، سوق دهد.
ماسک زدن بر روی درد گذشته، بزرگترین مشکل رابطه انتقالی است. در واقع فرد درگیر شده در چنین رابطه ای، از پارتنرش به عنوان مرهمی برای قلب شکسته خود در رابطه قبلی “استفاده” می کند و چنانچه هدفش تامین شد، وی را رها کرده و به دنبال زندگی خود می رود.
چنانچه بیم این دارید که در حال وارد شدن به چنین رابطه ای هستید، با خود در درجه اول و سپس با فرد مقابل صادق باشید که قصد و غرض و هدف شما از این رابطه چیست.
و چنانچه فردی هستید که با کسی که به تازگی یک رابطه دراز مدت عاطفی را پایان داده است، آشنا شده اید، مراقب باشید! به طرف مقابل خود اجازه ندهید، سرعت رابطه را تعیین کند. اگر چنین اجازه ای را به وی بدهید، خود را در میان یک گردباد خواهید یافت. مسلما نمی خواهید که با خوار و خاشاک تنها بمانید، هنگامیکه طرفتان تصمیم به ترک شما و ادامه زندگی اش می گیرد.
به طور خلاصه، اگر با فردی که احتمال وارد شدنش به رابطه انتقالی می رود، آشنا شده اید، بسیار به کندی و با آرامش رابطه را جلو ببرید. همچنین مراقب احساسات خود باشید و بدانها توجه کافی کنید.
و کلام آخر اینکه، “درد و رنج عاطفی، ما را نمی کشد!“. افراد به طور ناخودآگاه بیم دارند که درد و رنج روحی و عاطفی ورای توان تحمل آنهاست و از آن خواهند مرد!، و بنابراین در نتیجه این ترس، به روابط جدید و سایر تکنیکهای ناسالم پناه می برند. درحالیکه یادآوری جمله بسیار مهم بالا، کمک می کند که به خود و فرد دیگری رحم آورده!، و ابتدا رنج و درد جدایی و تمام شدن رابطه قبلی را به تنهایی التیام بخشیم، و تنها پس از آن، وارد رابطه جدیدی شویم.

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

(قسمت اول این نوشته را در اینجا بخوانید.)

شروط مذکور در اسناد ازدواج در دو بند «الف» و «ب» تنظیم شده است. در بند «الف» با هدف تأمین حقوق مالی زوجه، شرطی گنجانده شده که به شرط «انتقال تا نصف دارایی» مشهور شده است. در بند «ب» نیز شروطی ذکر شده است که در صورت تحقق هر یک از این شروط، زوجه به وکالت از زوج می‌تواند خود را مطلقه سازد.

شرط انتقال تا نصف دارایی

در اسناد ازدواج چنین آمده است:

«ضمن عقد نکاح / عقد خارج لازم زوجه شرط نمود هرگاه طلاق بنا به خواست زوجه نباشد و طبق تشخیص دادگاه تقاضای طلاق ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوء اخلاق و رفتار وی نبوده، زوج موظف است تا نصف دارایی موجود خود را که در ایام زناشویی با او به دست آورده یا معادل آن را طبق نظر دادگاه بلاعوض به زوجه منتقل نماید.»

برای آن که اهمیت این شرط معلوم شود، باید به این نکته توجه شود که در خصوص ترتیب اموال زوجین، رژیم‌های گوناگون مالی در نظام‌های حقوقی دنیا پیش‌بینی شده است. در اسلام، دارایی زوجین مستقل از یکدیگر است و هیچ کدام از آن دو بر اموال دیگری سلطه‌ای نداشته و نمی‌توانند بدون اجازه در آن تصرف کنند. در ماده ۱۱۱۸ قانون مدنی نیز چنین آمده است: «زن مستقلاً می‌تواند در دارایی خود هر تصرفی را که بخواهد بکند».

اصل استقلال اموال در حقوق خانواده دو نتیجه مهم دارد: اول نفی سلطه مرد بر دارایی‌های زن و دوم سهیم نبودن زن در درآمدهای شوهر است. این مسأله در مورد زنی که شاغل نبوده و از فعالیت‌های روزانه خود درآمدی ندارد، مشکلاتی ایجاد می‌کند. در عرف خانواده‌های ایرانی زن‌ها بابت زحمات خود در خانه اجرتی دریافت نمی‌کنند. آنان همچنین در صورتی که با شوهر و در کنار او در مزارع کار کنند، اجرت نمی‌گیرند. به همین دلیل از حیث مالی به شدت نیازمند و آسیب‌پذیرند. در مورد این گونه خانواده‌ها، اگر رابطه‌ی نکاح منحل شود، برای زن دشوار است که بتواند نیازهای زندگی خود را در حد معمول تأمین کند.

برای حل این مشکل، قانون‌گذار استفاده از شرط انتقال دارایی تا نصف را پیش‌بینی کرده است که اصطلاحاً شرط فعل بوده و از این نظر مشکلی ندارد. البته در عمل، محاکم خانواده کمتر دادخواستی مبنی بر تنصیف دارایی به استناد شرایط عقدنامه داشته‌اند، به گونه‌ای که در سال ۱۳۸۱ در اجرای احکام دادگستری قم حتی یک مورد مطالبه اعمال شرط مذکور در عقدنامه گزارش نشده است.

نویسنده: رضا

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

در جریان بحث با عده از دوستان، به نکته بسیار مهمی رسیدیم که پس از طلاق و جدایی، افراد در رابطه بعدی خود، به دنبال فردی صد در صد متضاد با همسر سابق خویش می گردند و چه آگاهانه و چه ناخودآگاه به چنان فردی جذب می شوند.

در همین راستا، در مطلبی با عنوان “Dating after ِِDivorce”، به عنوان یکی از پنج نکته ای که هنگام آغاز روابط پس از جدایی، تذکر داده شده، همین مطلب آمده است:
ترجمه:
“توجه داشته باشید که تمایل دارید با فردی رابطه جدیدی را آغاز کنید که کاملا متضاد همسر سابق شماست و دقت کنید که این امر سالم نمی باشد.
آغاز رابطه بعد از طلاق، می تواند شمشیری دو پهلو باشد. باید هوشمند بود. دقت کنید که درد و رنجی که از بودن با همسر سابق خود متحمل شده اید، به سمت ایجاد رابطه با فردی متضاد وی سوق تان می دهد. و خوب این امری طبیعی است و قابل انتظار، چراکه ناخودآگاه می خواهید، درد و رنج را مینیمم کنید.
اگر چنین اتفاقی برای شما در حال وقوع است، یک نفس عمیق بکشید و از خود بپرسید، آیا چنین کاری، سالم است؟ اگر پاسخ تان آری بود، بدین معنی است که اذعان کرده اید که همسر سابق تان هیچ خوبی ای نداشته است و شما انتخابگر بدی هستید، چراکه در غیر این صورت هرگز با همسر سابق تان ازدواج نمی کردید!
در عوض، به خصوصیات فرد ایده آل تان فکر کنید و به طرف مقابل به عنوان یک فرد مجزا نگاه کنید. اگر چیزی در آن فرد است که شما را یاد همسر سابق اتان می اندازد، از خود بپرسید که آیا این مورد مثبت است یا منفی است؟ تنها در این صورت است که خواهید توانست سالم تصمیم بگیرید.
همسر سابق شما، مزایایی نیز داشته است. آنها را شناسایی و لیست کنید و از دیدن این ویژگی ها در فرد جدید زندگی تان، واهمه نداشته باشید.”

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

شروط ضمن عقد (۱)

همانطوریکه در صفحه حقوقی هم اشاره شد، آقای رضا لطف کردند و زین پس، مطالبی را در حوزه بحث های حقوقی طلاق، ازدواج و حقوق خانواده مطرح می کنند.
من به شخصه فکر می کنم مطرح شدن و آگاه شدن و بحث روی چنان مطالبی بسیار مفید باشه. شکی نیست که بسیاری از مشکلاتی که خصوصا زنان در زندگی مشترک و نهایتا در گیر و دار طلاق با آن دست و پنجه نرم می کنند، نشات گرفته از معضل نداشتن دانش حقوقی کافی ما زنان باشد. امید است با کسب آگاهی بیشتر،  و با چشم بازتر، از راهکارهای حقوقی در دسترس بهره ببریم و محکم تر و قوی تر و قابل دفاع تر، از جهت قانونی قدم برداریم.

—————————————————————————————————

شروط ضمن عقد (۱)

در نظام حقوقی اسلام و بر اساس احکام اولیه‌ی آن، ریاست خانواده بر عهده‌ی مرد قرار گرفته است که آثار ریاست شوهر نیز بسیار گسترده است. این موضوع در عمل موجب محدودیت‌هایی برای زنان شده است. استفاده از راهکار «شروط ضمن عقد» به زنان این امکان را می‌دهد تا از میزان محدودیت‌های حقوقی خود بکاهند و استقلال و آزادی‌ بیشتری را در خصوص تکالیف خانوادگی و تعهدات ناشی از نکاح به دست آورند. قانون مدنی در ماده‌ی ۱۱۱۹ چنین پیش‌بینی کرده است:

طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند مثل این ‌که شرط شود هر گاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا بر علیه حیات زن سوء قصد کند یا سوء رفتاری نماید که ‌زندگانی آنها با یکدیگر غیر قابل تحمل شود، زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط در محکمه و صدور حکم نهایی خود را مطلقه‌ سازد.

متن این ماده با اندکی تفاوت در ماده‌ی ۴ قانون راجع به ازدواج نیز ذکر گردیده است.

بدین ترتیب، قانون‌گذار زوجین را هدایت کرده است که برای تعدیل آثار نکاح و لوازم قانونی آن، به قراردادهای خصوصی روی بیاورند و از طریق ظرفیت شروط ضمن عقد، خواسته‌های خود را تامین نمایند. لکن آنان در عمل توجه زیادی به این مسأله نشان ندادند که ظاهراً به علت پایین بودن سطح آگاهی خانواده‌ها یا زوجین بوده است.

در تحولات پس از انقلاب اسلامی، از این ظرفیت استفاده گردید به نحوی که مجموعه‌ای از شروط در اسناد ازدواج گنجانده شد و عاقدان و سردفتران ملزم شدند مفاد این شروط را در حین عقد به زوجین تفهیم نمایند. این شروط همان مواردی است که سابقاً در ماده‌ی ۸ قانون حمایت از خانواده ذکر شده بود. البته این ماده به جهت آن که اختیار طلاق را در مواردی به زن می‌داد، پس از پیروزی انقلاب و لغو قوانین غیر شرعی از مصادیق روشن خلاف شرع شناخته شد و لغو گردید و باز ماده‌ی ۱۱۳۳ قانون مدنی که اختیار طلاق را به طور کامل و یک طرفه به مرد می‌داد و با تصویب ماده‌ی ۸ قانون حمایت از خانواده لغو شده بود، احیا شد و زن جز در موارد مذکور در قانون مدنی از این حق محروم شد. اما قانون‌گذار در پی یافتن راهی که مورد تایید اسلام باشد و بتواند به زن نیز حق طلاق اعطا کند، به شروط ضمن عقد روی آورد که در سال ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ در اسناد ازدواج گنجانده شد و به تصویب شورای عالی قضایی رسید. این شروط که مجموعاً ۱۳ مورد می‌باشد، تماماً از ماده‌ی ۸ قانون حمایت از خانواده اتخاذ گردیده است که نقش زیادی در تحولات حقوقی در حوزه‌ی قوانین مربوط به خانواده ایفا نمود. بر اساس بعضی از اظهار نظرها، امروزه بیش از ۸۰ درصد طلاق‌های واقع شده، به واسطه‌ی شروط ضمن عقد نکاح صورت می‌گیرد.

موضوع مطلب بعدی: بررسی شروط مذکور در سند ازدواج

نویسنده: رضا

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

سلام به همه دوستان
چندین ماه با هم دوست بودیم، موقع ازدواج خانواده ها مخالفت کردن، با بدبختی ازدواج کردیم. خیلی دوسش داشتم. ولی بعد از ۳ ماه و نیم، یه روز با اس ام اس بهم گفت حالش ازم به هم می خوره!!! اونم سر اینکه سر شب یلدا کلی کادو با شیرینی بهشون داده بودیم، مادرش مثل همیشه که اذیت می کرد، گفته بود مادر من با دادن شیرینی خشک بهشون بی احترامی کرده!!!! و اونها شیرینی تر دوست دارن!!! به همین سادگی…زندگی شروع نشده به هم خورد… خیلی تلاش کردیم درست کنیم. نشد… رفتن از پدر مادرم شکایت کردن که اومدن اونا رو زدن؛ بعد توی شورا سریع رضایت دادن و ماجرا را با این عنوان که حق ندارید دیگه سراغ پسر مارو بگیرید تموم کردن…
گریه کردم… گریه کردم… گریه کردم… اونقدر که زندگی برام تموم شده بود… گریه کردم و نفرینشون کردم…
بدون وکیل رفتم سراغ کارهای قانونی که خانوادش به تمسخر میگفتن بهم برو انجام بده … میگفتن برو خودت طلاقتو بگیر بعد هم شناسنامتو عوض کن… شکایت ترک انفاق کردم… مهرمو اجرا گذاشتم… نفقه حقوقی گذاشتم… حالا بعد ۱۰ ماه، یک هفته افتاد زندان؛ بعد پیش پرداخت مهریه مو که کلی سکه با یه حج بود داد… ۵ ماه زندان به جرم ترک انفاق براش بریدن… کیفری… شکایت کیفری… یعنی مجرم… به دادن نفقه به بالاترین حدی که امکان داشت که اونم چند میلیون بود شده، به اضافه اینکه تا همه مهریه مو نده باید هر ماه نفقه هم بهم بده… چیزی به اسم عدم تمکین هم برای من وجود نداره چون یه سری قانون های جدید اومده…
چند روز پیش شنیدم از کارش به علت مشکلات اخلاقی اخراج شده… جایی که استخدام بود و حقوق بالایی می گرفت و سر همین خیلی خودشو باخت… من کسی بودم که روز اول گفتم من با ۱ سکه زنت میشم، هیچی هم ازت نمی خوام… هیچی هم نداشت… ولی در کمال نامردی این کارو با من کرد…

اعصابم خرابه… دایم حرص می خورم… احساس می کنم اندازه یه زن ۴۰ ساله پیر شدم و تجربه دارم… زندگی که با عشق شروع کردم به سادگی خراب شد… با هیچ کس رفت و آمد نمی کنم… همیشه تنهام…
شما بگید، اگر نبود دست خدا، من به اینجا میرسیدم که همه چیشو از دست بده؟… آبروش رفته… همه میشناسنش… حتی فامیلاشون، بد خودشو خانوادشو میگن… احساس میکنم به خدا از الان تا آخر عمرم بدهکارم… اگه تا آخر عمرم هم شکر بگم کافی نیست…
نترسید… خدا همیشه با مظلوم هاست… قانون هست… خیلی کارها میتونید بکنید… نذارید این آدمهای پست هر کاری میخوان بکنن و با زندگیتون بازی کنن… یه کتاب قانون ۴۰۰۰ تومن هست، بگیرید بخونید… قانون خانواده… توی دادگستری ها، مشاوره مجانی میدن، اگر نمیتونید حق مشاوره بدید… شماره ۱۲۹ هم وکیلها تلفنی مشاوره میدن… نترسید…حقتونو بگیرید… نه بیشتر نه کمتر… انصاف رو رعایت کنید… تو آخرین مرحله اگر دیدید همون احمقیه که بود این کارها رو بکنید… من بهش گفتم طلاقت نمیدم تا جونت دربیاد… تا بفهمی که زندگی من بازیچه دست تو و خانوادت نیست… بفهمی که زن گرفتن بچه بازی نیست… و وافعا هم طلاقش نمیدم… نگید دست تو نیست… دست منه با همه این مهریه و نفقه و حبس و همه این چیزا… اگه دست اون بود که تا حالا ۱۰۰ دفعه طلاق داده بود. پس دستش نیست که مونده تو هچل… این سزای آدمهای پست و کثیفه… من کسی بودم که به خاطرش از همه چی گذشتم… حتی همه مراسم رو هم خانوادم متقبل شدن… پول کرایه ماشینشو هم از من میگرفت… خیلی کارها و حرکتها رو به خاطرش تحمل کردم، ولی به همین سادگی گذاشت رفت و حتی جواب تلفنهامو نمیداد… خانوادش دایم بهم فحش میدادن، ولی حالا از ایجا مونده از اونجا رونده شده…میگن افسردگی شدید گرفته… خیلی وضعش به هم ریخته… کاری بود که خودش با خودش کرد…من فقط به خاطر اینکه خودشو خیلی آدم سالمی جا زده بود، باهاش ازدواج کردم. بعد از اینکه رفت، فهمیدم سالم هم نبوده. اونقدر چیزها ازش فهمیدم که الان خدا رو شکر میکنم که رفته… که اگه بود معلوم نبود چه سرنوشت بدی در انتظارم بود…
دلم گرفته بود… اینارو نوشتم که اونایی که مثل من سرشون کلاه رفته، اذیت شدن، داغونن و فکر میکنن آخرین راه همونیه که طرفشون میگه، به خودشون بیان و بدونن انقدرا هم که میگن بدون حق و حقوق نیستیم… اصلا شما وقتی میرید دادگاه، همین که زن هستید نصف راهو رفتید، چون این پیش زمینه رو همه دارن که تا کارد به استخوان زن نرسه به اینجا نمیاد… نترسید… برید جلو و فقط و فقط و فقط به خدا توکل کنید… من تو زندگی خودم هزاران بار معجزه توکل به خدا رو دیدم… فقط خدا برامون بسه… باور کنید… از ته دل بهش بگید خدایا از همه بریدم فقط تو رو دارم. راهی که صلاحه جلوی پام بذار. اونقدر قشنگ جوابتو میده که باورت نمیشه.
به من میگه نمیذارم بری سر کار. گفتم باشه، با مهریم زندگی میکنم… میگه نمیتونی ازدواج کنی. گفتم باشه نمیخوام ازدواج کنم، تو که دوستت داشتم اینجوری از آب در اومدی چه برسه به بعدی… اونوقت حالا پیغام پسغام دادن که بیا زندگی کن یا تمومش کن. این بیچاره داغونه.
اگر یه کم صبر کنی پیروز میشی… یادت نره فقط خدا… راستی سنم هم زیر ۲۵ ساله…
خیلی حرف زدم…سرتون درد اومد…ببخشید…
موفق باشید همتون

  • Facebook
  • Google Bookmarks
  • Balatarin
  • Donbaleh

« نوشته‌های پیشین

تچر آی تی